ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

803

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

فتح‌خان باركزايى افغان وزير محمود شاه بعد از فتح هرات ، اين حاجى فيروز الدّين ميرزا را ، كه برادر شاه محمود و ولد تيمور شاه است ، با اهل و عيال و متعلقان روانهء قندهار ساخت و بعد از انقضاى دولت محمودى و فرار او به فراه ، حاجى مزبور وقت را غنيمت شمرده با اهل و عيال به صوب ارض اقدس پرداخت . نوّاب شجاع السلطنه حسن على ميرزا مقدم او را محترم داشت و همّت دريا خاصيت به مرمّت احوالش برگماشت . محمود شاه بعد از مخالفت پسرش كامران ميرزاى والى هرات ، در سنهء يك هزار و دويست و چهل و پنج در قصبهء فراه از بلاى و با ، روى به ديارى ديگر نمود و كامران ميرزا بدون واهمهء تعرّض برادر بينوا ، در ولايات هرات و سبزار و فراه ، دست تصرّف و تسلط برگشود . شاه پسند خان افغان كه از جملهء امراء با رتبه و شأن و دولتخواه محمود شاه و با برادرش كامران ميرزا مخالفت داشت ، قبل از وفات محمود شاه به اميد حمايت كارپردازان اين درگاه روى به خراسان گذاشت . بعد از خبر فوت محمود ميرزا خواست كه حاجى فيروز الدين را به دست‌آويزى از مشهد مقدّس به هرات برد و بساط شوكت كامران را درسپرد . در بدايت ورود مسعود نوّاب نايب السلطنه حاجى فيروز به صوابديد شاه پسند خان كه در تربت حيدريّه بود ، روى به ولايت ترشيز نمود كه از آن‌جا تدارك كار خود را ديده به هرات رود و مخرّب كار كامران ميرزاى برادرزاده شود . به مفاد : « من حفر بئرا لأخيه ، فقد وقع فيه » ، داستان فتح ترشيز اتفاق افتاد و فيروز تيره‌روز ، سر را بىگناه بر باد داد . حقيقت اين مطلب آن‌كه ، فضاى بياضى مشهور به باغ در خارج قلعهء سلطان‌آباد ترشيز واقع است و خانه [ اى ] در جنب آن نيز احداث كرده‌اند كه باب آن سرا در فضاى مشهورهء به باغ گشوده مىشود . حاجى فيروز با اهل و عيال در آن خانه منزل داشتند و فوجى از سرباز هم بعد از فتح قلعه در فضاى مزبور بار اقامت گذاشتند . نيم‌شبى يك نفر از جوارى اندرون فيروز به جهت آوردن آب از خانه برآمد و سربازان سفر كشيده با او قيل و قالى درگرفتند و محرمان اين مطلب را به حاجى فيروز گفتند . آن بىنوا از فرط غيرت و عصبيّت شمشير خود را برداشت و به جهت منع و طرد قراولان سرباز روى به خارج سرا گذاشت . چون سربازان جرّار در آن شب تار جنابش را نمىشناختند ، لهذا